کشتی نساز ای نوح ، طوفان نخواهد آمد. بر شوره زار دلها ، باران نخواهد آمد. شاید به شعر تلخم با خود بخندی اما جایی که سفره خالیست ، ایمان نخواهد آمد.رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن ، آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد!

+ نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 16:27  توسط محمد
|

به نابودی کشوندیم تا بدونم
همه بود و نبود من تو بودی
بدونم هرچی باشم بی تو هیچم
بدونم فرصت بودن تو بودی

همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه

پریشونه چه چیزا که نبودم
دیگه می خوام پریشون تو باشم
توئی که زندگیمو آبرومو
باید هر لحظه مدیون تو باشم
فقط تو می تونی کاری کنی که
دلم از این همه حسرت جدا شه

به تنهاییت قسم تنهای تنهام
اگه دستم تو دسته تو نباشه
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 15:10  توسط محمد
|